عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
77
منازل السائرين ( فارسى )
زمانى خدا را خواندم و دعايم مستجاب شد اما حاجتم را فراموش كردم زيرا همين كه خدا دعاى بندهاش را اجابت فرموده و به او اقبال نموده اين بالاتر و برتر از خواستهء عبد است اگر چه آن خواسته ، بهشت و نعمتهاى ابدىاش باشد و البته اين را درك نمىكنند مگر عالمان و عارفان و بندگان خالص او بعد از برگزيدگان خاصش . بنابراين عبد سالك با لذت بهشت ديدار با يار به اغيار توجهى ندارد . به قول حافظ : مصلحت ديد من آن است كه ياران همه كار * بگذارند و خم طرهء يارى گيرند يا حافظ در جايى ديگر مىگويد : ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست * عاشقى شيوهء رندان بلاكش باشد مولاى متقيان على عليه السّلام در تربيت نفس خويش مىفرمايد : لا روضن نفسى رياضة تهش معها الى القرص اذا قدرت عليه مطعوما و تقنع بالملح مأدوما . « 1 » نفس خود را به گونهاى تربيت كردم كه به پاره نانى مىسازد و اگر قادر شدم كه طعام ديگرى به او بدهم تنها به نمك قناعت مىكند . سپس مىفرمايد : لأدعنّ مقلتى كعين ماء نضب معينها . « 2 » يعنى وقتى به عبادت خدا مىپردازد چشمهسار اشك از ديدگانش جارى مىشود اشكى كه هرگز خشك نمىشود . پس حاصل رياضت بايد اشك و آه شبانه باشد تا دل را به خون ديده طهارت كند ، چه خوش گفت حافظ شيرين گفتار : خوشا نماز و نياز كسى كه از سردد * به آب ديده و خون جگر طهارت كرد
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 45 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، نامه 45 .